خاطرات دانشجویی-1/دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb

خاطرات دانشجویی-1/دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۳:۰۶ ۱۳۹۲/۰۶/۲۳

این بخشی که پیش روی شماست حاصل جمع آوری خاطرات دانشجویان اقتصاد دانشگاه های سراسر کشور است
سعی شده است خاطراتی آورده شود که فضای کلی دانشکده و بخصوص فضای علمی اساتید و دنشجویان در آن انعکاس داده شود

حمید رضا عظیمی نیا دانشجو ورودی 91 دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی (ره)

با یکی از بچه های جدیدالورود اقتصاد علامه که صحبت می کردم دیدم در میان گپ و گفتمان به خاطراتی اشاره کرد که در عین سادگی و حالت طنز گونه آن حاوی نکاتی است که به نظرم رسید آن را در این پست منتشر کنم.
آقای حمید رضا عظیمی نیا از ورودی های اقتصاد نظری سال 91 است

اقتصاد مقاومتی

سر کلاس بودیم ، یکی از بچه ها سر صبحی بیکاری به سرش زده بود ، دستی بالا گرفت برای سوال از استاد ، “نظر شما درباره ی اقتصاد مقاومتی چیه؟”(یاد خبرنگاران هیات دولت افتادیم که از وزیر خارجه بابت خون آمدن بینی کسی در آن گوشه دنیا موضع گیری می خواهند.)
استاد هم مردی کرد و جواب را به بحث آزاد کلاس گذاشت تا بچه ها نظرشان را درباره ی این مفهوم ناشناخته!!! بگویند. نفر اول گفت “یعنی گرونی ، بدبختی ، تورم ، پراید 20 میلیونی ، پسته 50 هزار تومنی”  نفر دوم گفت : یعنی برای اهداف خارجی ، مشکلات را تحمل کنیم و دندون روی جگر بگذاریم”نفر سومی هم موضعش را اینگونه اعلام کرد که “صبر در مقابل مشکلات و اینکه مردم با گرانی ها هزینه های سیاست خارجی را متحمل شوند” نفر چهارم هم”….” .
همه ی نظرات چنین رنگی داشت ، من هم که جگر شیرم نزد همه زبانزد است!!!،دستی لرزان را بالا گرفتم و اجازه ی موضع گیری خواستم ، استاد هم اجازتداد ، (با لرزش صدا بخوانید) “به نظر من باید برای تعریف دقیق این واژه(اقتصاد مقاومتی) به سخنان کسی رجوع کنیم که این واژه را ابداع کرده ، به تعبیر ((رهبری)) اقتصاد مقاومتی یعنی…”  اینجا بود که استاد پرید وسط صحبتم و گفت : “مگه اقتصاد مقاومتی از واژگان مورد استفاده رییس جمهورنیست؟”
اینجا بود که وارفتم…

*اگر از همان استاد نظرات روز مدیریت و اقتصاد را بپرسیم ، حتما با اشراف کامل جواب خواهد داد (این را چند بار سر کلاس تجربه کرده ایم) ؛ پس نتیجه می گیریم که اقتصاد مقاومتی جزء نظرات روز نیست.
** صرفا جهت اطلاع : در جریان برگزاری جنبش عدم تعهد و دیدار سران کشورها با رهبری ، نخست وزیر اندونزی که تحصیلکرده ی رشته ی اقتصاد بود ، از صحبت های رهبری درباره ی اقتصاد مقاومتی گفت و گفت که نظرات معظم له را خوانده.
*** صرفا جهت یاد آوری : این اتفاقات در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی رخ داد ، و رشته ی تحصیلی تمام حاضرین (استاد و دانشجویان) اقتصاد بود ، به تاریخ اردیبهشت سال 92 (بیش از دو سال از مطرح شدن اقتصاد مقاومتی می گذرد)

انتخاباتیات

در ایام میمون و مبارک انتخابات ریاست جمهوری بودیم ، یکی از نامزد های محترم! منت سرمان گذاشت و قدم رنجه کرد دانشکده برای دیدار با دانشجویان(که مثلا آیندگان این مرز و بوم اند). نیم ساعتی در ترافیک گیر کرد برای پر شدن سالن! بعد هم که آمد صراحتا از دانشجویان خواست زودتر سالن را پر کنند تا وقت مسئولین در ترافیک تلف نشود!!! از ظن هایی که به جناب نامزد می رفت ، این بود که ایشان از دوستان دکتر شریعتی (رییس سابق دانشگاه علامه) هستند ، که جناب نامزد در همان ابتدا قاطعانه هرگونه ارتباط با رییس محبوب!!! دانشگاهمان را رد کردند. در همین حین بود که معاونت محترم دانشجویی دانشگاه در جلسه حضور یافت. (بصورت کاملا تصادفی!!!)
جناب نامزد شروع کرد که به همان صحبت هایی که در تمام ادوار ریاست جمهوری توسط “همه”ی نامزد ها گفته می شود. از سوابقی هم گفت که الحمد لله به لطف گردش بالای مدیران در 35 ساله ی انقلاب و حضور نسل های مختلف در مناصب مدیریتی، هرکسی از آن ها برخوردار نیست!!!
ما هم دانشجویان ناسپاسی بودیم که به جای تقدیر بابت حضور در دانشکده (اتفاقی که تصادفا فقط در ایام انتخابات می افتد) ، یا به جای اینکه
بپرسیم “رمز موفقیت شما چیست؟” دنگی گفتیم که ” این صحبت ها و برنامه ها تجربه شده است ، اینها همان تعدیل ساختاری است که در دهه 70 تجربه شد و نتایج آن مشاهده شد و بصورت مفصل نقد شد!!!” پس از اینکه مجری اینگونه ناسپاسی کرد ، معاونت محترم دانشجویی (در همین جا از فرصت استفاده می کنم و بازهم هر گونه ارتباط آقای شریعتی و نامزد محترم را رد می کنم) پرید وسط که “شما با چه صلاحیتی این حرف ها را می زنید ، تخصص شما این نیست که وارد این مباحث شوید …” اینجا بود که جلسه چالشی شد و همهمه ای بلند شد
، به لطف صلواتی سر و صدا خوابید و مجری گفت که”تخصص من اینه ، حاضرم با هرکسی هم سر این موضوع مناظره کنم.”(جگر شیری داشت ، حیف که جاده ها برای سفر عشق بسته است)
خلاصه نامزد محترم هم از آنجایی که مجری متخصص نبود و شعور دانشجویان اقتصاد!!! به این مباحث قد نمی داد ، از کنار بحث گذشت و به همان صحبت هایی پرداخت که تمام نامزد های ادوار ریاست جمهوری گفته اند و خواهند
گفت.

*باز هم هرگونه ارتباط بین نامزد محترم و ریاست مسبوق دانشگاه تکذیب می شود ، حضور معاونت دانشجویی و طرفداری اش از نامزد محترم و صحبت های ممتدش با تلفن همراه هم ، همگی تصادفی بود.
** معاونت محترم دانشجویی استاد دانشکده ی زبان های خارجی دانشگاه است.(خدا را شکر معنی تخصص را هم فهمیدیم)
*** ما دانشجویان لیاقت نداریم که مسئولین منت سرمان نهند و دست پدری بر سرمان بکشند و برایمان سخنرانی کنند و از رموز موفقیتشان بگویند ، بیخود نیست که وضعیت مملکت این است.

ماجرای یک دست

سر كلاس بودیم كه استاد درس شیرین “اقتصاد خرد” ده اصل مهم اقتصاد رو براي ما تشريح مي كرد. صحبت به همان دست نامرئي رسید که “همه” چیز را کنترل می کند ، بازار و قیمت ها هم فقط قسمت کوچکی از مجموعه ی تحت مدیریت این دست گرامی است. من نادان خام بی تجربه برای اینکه جو کلاس تلطیف شود ، تقاضای سوال کردم و بدون درنظر گرفتن زحمات این دست محترم (که از شدت اخلاص همیشه نامرئی است) گفتم ” استاد ، ممکن نیست این دست نامرئی توسط صاحبان نفوذ و سرمایه داران هدایت شود؟”  استاد هم لبخند عاقل اندر سفیهی به من زد و جواب سوال کودکانه ی مرا چنین داد که “این قانون صحیحی است که ممکن است از آن سوء استفاده شود.”
به همین راحتی و به همین خوشمزگی!!!
با سوال من اندک شبهه ای نسبت به این “دست” پیدا شد ، استاد هم علی رغم میل جناب “دست” ، پرده ای از جمال ایشان را بالا زدند و قطره ای از اقیانوس بیکرانه ی فضائل این وجود قدسی را بر ما متذکر شد ؛ استاد گفت ” در روایات آمده در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله گرانی شد ، مردم از رسول الله تقاضا کردند با تعیین قیمت ، مشکلات را حل کنند ، پیامبر صلی الله علیه وآله هم فرمودند که من قیمت ها را تعیین نمی کنم ، قیمت ها در آسمان تعیین می شود” استاد سپس ادامه داد که ” در آن زمان مردم حرف پیامبر را درک نمی کردند ، ولی حالا ما با صحبت های آدام اسمیت اینفرمایش نبوی را درک می کنیم.”

*چند نتیجه ی اخلاقی
1) جناب دست همیشه نامرئی است ، اما دلیل نمی شود وقتی فرد نادانی عملکرد تاریخی ایشان را زیر سوال برد ما از حیثیت ایشان دفاع نکنیم.
2) حتی پیامبر هم در کارهای جناب دست دخالت نمی کرد. (این حکایت از شان ملکوتی “دست” عزیز دارد)
3) احتمالا اینکه پیامبر مکان جناب دست را ، آسمان ها دانسته اند ، مجاز باشد ، وگرنه تا آن جایی که ما میدانیم ، جناب دست به مانند مجردات ، در همه جا حاضرند.
**فلاسفه ی اسلامی مولفه هایی را “قدیم” می دانند ، مثل واجب الوجود ، ملائکه ، نفس انسانی و… ، باید در پژوهش های جدید فلسفی بررسی شود که آیا جناب دست نامرئی هم “قدیم” اند یا نه؟
***جا دارد برای روح مرحوم آدام اسمیت (قدس الله نفسه زکیه!!!)  که گامی بزرگ را در راستای ارتقای معارف اسلامی برداشت ، فاتحه ای بخوانیم.
****ای کاش کسی کشفی کند و “دست و پایی “پیدا کند تا سخن نبوی که “زمین و آسمان بر عدل استوار گردید” را هم بتوانیم فهم کنیم.

 در پایان یادور شوم که هر کدام از این خاطرات می تواند نقطه عطفی در کلاس درسی و در نهایت جرقه ای برای اقتصاد خوانده های دانشگاه های کشور در جهت عمق بخشیدن به نگرش خود به علم اقتصاد می باشد

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب