سرمایه داری، آزادی و پرولتاریا | مدرسه اقتصاد

ترجمه

پاتوق دانشجو

جزوات

boxweb
جرالد کوهن

سرمایه داری، آزادی و پرولتاریا

نویسنده: بزرگی

Print Friendly, PDF & Email

زمان انتشار: ۱۷:۵۳ ۱۳۹۲/۰۶/۱۵

جرالد کوهن در این مقاله، با کاوش در مفاهیم آزادی و اجبار، تلاش میکند تا رویۀ جدیدی از آزادی در نگاه سرمایه داری و لیبرالیسم را نشان دهد. رویه ای که معتقد است هر کس در انجام کاری که مجبور به آن است، آزاد است.

مقاله سرمایه داری آزادی و پرولتاریا به قلم جرالد کوهن به رشته تحریر در آمده است و حمید حسنی آن را ترجمه کرده است در ادامه بخشی از مقاله را آورده ایم
جرالد آلن کوهن (۱۹۴۱ –۲۰۰۹) یک فیلسوف سیاسی مارکسیست و استاد دانشگاه­های آکسفورد و کالج لندن بود که فقه و نظریه سیاسی و اجتماعی تدریس می­نمود. کوهن در خانواده­ای یهودی و کمونیست در مونترال متولد شد، در دانشگاه مک گیل کانادا (در رشته فلسفه و علوم سیاسی) و دانشگاه آکسفورد (دکترای فلسفه) تحصیلات خود را انجام داد. کوهن مباحث زیادی در دفاع از سوسیالیسم دارد، که درآنها دیدگاه­های خود را با دیدگاه­های رابرت نوزیک و جان رالز مقایسه می­کند.

در جوامع سرمایه­داری هرکس صاحب چیزی است، و آن چیز ممکن است صرفاً نیروی کار آن شخص باشد، و هرکس آزاد است مایملک خود را به فروش برساند، و هرآنچه فروش مایملک وی، او را بر خریدش قادر می‌سازد، بخرد. بسیاری از دعاوی­ای که به سود سرمایه­داری اقامه شده­اند، پرسش برانگیزند، اما در اینجا آزادی­ای مدنظر است که یقیناً از آن حمایت می‌کند.

به­راحتی می‌توان نشان داد که در نظام سرمایه­داری هرکس بخشی از این آزادی را دارد، به­ویژه اگر آزادبودن در فروش چیزی با آزادنبودن در نفروختن آن سازگار باشد. در ادامه از سازگاری این دو شرطی دفاع خواهم نمود. استرالیایی­ها در رأی دادن آزاداند، هرچند در رأی ندادن آزاد نیستند، لذا رأی دادن در استرالیا اجباری است. ممکن است گفته‌شود استرالیایی­ها مجبور به رأی دادن می­شوند، اما این اثبات می‌کند که آن‌ها در رأی دادن آزاداند، به این صورت که فرد نمی­تواند مجبور به کاری شود که نمی­تواند انجام دهد، و فرد نمی­تواند کاری انجام دهد که در انجام آن آزاد نباشد. از این رو، فرد در انجام آن­چه بدان مجبور شده، آزاد است. مقاومت در برابر این نتیجه­ی به­ظاهر عجیب، اما قابل اثبات، از ناتوانی در تفکیک تصور آزاد بودن در انجام یک عمل از تصورات دیگری چون تصور انجام آزادانه­ی آن عمل، نشأت می‌گیرد.

این­گونه به موضوع نگاه کنید: قبل از این‌که مجبور به انجام A شوید، شما، مگر در موارد غیرمعمول، در انجام دادن A و انجام ندادن A آزاد هستید. اجبار، آزادی دوم را از میان می‌برد و نه آزادی نخست را. اجبار مسیر شما را در انجام A سد نمی‌کند، لذا همچنان در انجام آن کار آزادید. همچنین، توجه کنید که شما می‌توانید تلاش کسی را که می‌­کوشد شما را به انجام A وادارد، با سلب آزادی‌تان در انجام آن کار، ازبین ببرید.

من از این حقیقت ـ که فرد در انجام آنچه مجبور به آن شود، آزاد است ـ استفاده می‌­کنم، زیرا این حقیقت، و ناتوانی از درک آن، به تبیین شاخصه یک عدم توافق ایدئولوژیکی خاص و تداوم آن کمک می‌کند. نظریه‌ای که ما بعداً به آن خواهیم پرداخت، این سخن مارکسیست‌هاست که طبقه‌ی کارگر به فروش نیروی کار خود مجبور می‌شود. متفکران بورژوا از آزادی موجود در متن قرارداد، نه فقط در خرید نیروی کار توسط سرمایه­دار، بلکه در فروش نیروی کار توسط کارگر تجلیل می‌­کنند. اگر حق با مارکسیست­ها باشد، آنگاه کارگران، که به فروش نیروی کارشان مجبور شده­اند، به­نحو مهمی‌غیر­آزاد هستند. اما این همچنان صادق است که آنان (برخلاف برد­ه­های قدیم) آزاداند نیروی کار خود را بفروشند. به­همین­سان، آزاد نبودن مورد ادعای مارکسیست ها با آزادی مورد ادعای متفکران بورژوا سازگار است. در واقع: اگر مارکسیست­ها برحق باشند، متفکران بورژوا برحق خواهند بود، مگر این‌که آنان نیز مثل اغلب موارد تصور کنند که حقیقتی که بر آن تأکید دارند، مبطل ادعای مارکسیست­ها است.

لینک دانلود کامل مقاله

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

آخرین مطالب